معنی افلاق
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سخن شگفت و عجب آوردن شاعر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخت فصیح شدن در شاعری. (یادداشت مؤلف). || سختی و بلا آوردن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کار عجب و شگفت آوردن. (یادداشت مؤلف).[ اَ ] (ع ص) ریزه ریزه. یقال: صار البیض افلاقاً؛ ای متفلقاً؛ ریزه ریزه گردید تخم مرغ. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «افلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر