معنی افقم
7 بازدید
[ اَ قَ ] (ع ص) مرد پیش برآمده دندان پیشین بالائین، یا بر خلاف آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فقماء مؤنث آن است. (آنندراج). آنکه دندانهای زیرینش از دندانهای زورین برآمده. (المصادر زوزنی). کژدهن. (دستوراللغه): یزیدبن عبدالملک کان افقم. (صبح الاعشی). || کار کژ و ناراست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام مردی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «افقم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قم» برای سرودن شعر