معنی افغان کردن

معنی افغان کردن

4 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) ای خدایا گفتن به استغاثه. زاری کردن. ناله کردن : بانگ بردارند و بخروشند بر امید خورد چون حدیث جو کنی بیشک خران افغان کنند. ناصرخسرو. مطرب همی افغان کند که می خور ای شاه که این جشن خسروان است. ناصرخسرو. گر عیب من ز خویشتن آمد همه از خویشتن به پیش که افغان کنم. ناصرخسرو. خسروا عدل تو جاییست که از چنگل باز هیچ تیهوبچه در ملک تو افغان نکند. مجیرالدین بیلقانی. میترسم از این کبود زنجیر کافغان کنم آن شود گلوگیر.نظامی. در نهان جان از تو افغان می کند گرچه هرچه گوئیش آن میکند.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «افغان کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید