معنی افغانکنان
7 بازدید
[ اَ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) فریادکنان. در حال ناله و زاری : چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بر رخ زنان وز نای حلق افغان کنان بانگ رباب انداخته. خاقانی.
کلمات همقافیه با «افغانکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر