معنی افعیتن
5 بازدید
[ اَ تَ ] (ص مرکب) آنکه تن او چون افعی باشد: نای افعی تن و از بس دهنش بوسه زدن با تن افعی جان بشر آمیخته اند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «افعیتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر