معنی افعوان
5 بازدید
[ اُ عُ ] (ع اِ) اژدهای نر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). افعی نر. (بحر الجواهر). صاحب مؤید الفضلاء گوید: در قنیه بمعنی اژدهای نر، و در تاج، مار نرینهٔ باریک پهن سر آمده است. (مؤید الفضلاء). نوعی از مار خبیث. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مذکر افعی است. رجوع به البیان والتبیین ج ۲ ص ۷۱ شود.[ اَ عَ ] (اِ) در فارسی جمع افعی بمعنی ماران بکار رفته شاید که در بیت زیر به این معنی باشد: اگر دیدهٔ او شکوفه است زود شود کفته چون دیدهٔ افعوان. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «افعوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر