معنی افطس
9 بازدید
[ اَ طَ ] (ع ص) پهن بینی و پست استخوان بینی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نای بینی فرونشسته. (مهذب الاسماء) (تاج المصادر بیهقی). پهن بینی. (المصادر زوزنی) (دستور). تأنیث آن فطساء. ج، فُطس . (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خفته بینی. (یادداشت مؤلف). بمعنی دماغی که پهن باشد. (از انساب سمعانی): حدثنی... ان مسیلمة الکذاب کان... اخنس الانف افطس. (بلاذری).[ اَ طَ ] (اِخ) علی. از علویانی که در زمان مأمون عباسی در بصره خروج کرد. رجوع شود به تاریخ گزیده ص ۳۱۲.[ اَ طَ ] (اِخ) (بنی...) نام سلسله ای از حکمرانان قسمتی از اندلس است. این سلسله بدست ابن افطس که از نژاد بربرها بود در اوائل قرن پنجم تأسیس یافت و تا تاریخ ۴۸۳ هـ . ق. حکومت کردند. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «افطس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طس» برای سرودن شعر