معنی افطاری
6 بازدید
[ اِ ] (اِ) هرچیز خوراکی که مقصور بگشادن روزه باشد. (ناظم الاطباء). افطارانه. آنچه بدان روزه را شکنند. و رجوع به افطارانه شود.
کلمات همقافیه با «افطاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر