معنی افضلالدین خونجی
5 بازدید
[ اَ ضَ لُدْ دی ] (اِخ) محمدبن ناماوار مکنی به ابوعبداللََّه است. وی از مشاهیر حکماء و اطباء اسلام بود و در علوم شرعی و غیره ید طولایی داشت. او در اواخر عمر بمنصب قاضی القضاتی مصر رسید و به سال ۶۴۶ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی). سیوطی در حسن المحاضره آرد: محمدبن ناماواربن عبدالملک خونجی فیلسوف بود و بسال ۵۹۰ هـ . ق. متولد شد و در علوم اوایل وحید عصر گردید. و در آخر عمر پس از عزل شیخ عزالدین عبدالاسلام قاضی القضاة سرزمین گردید. سیوطی گوید: این از عجایب است که امام ائمهٔ شرق و غرب و شیخ الاسلام را از منصب قضا معزول سازند و مردی فیلسوف را بجای او منصب قضا دهند، باید از گردش روزگار عبرت آموخت. او در پایان اضافه میکند که خونجی در رمضان سال ۶۴۲ هـ . ق. درگذشت . از تألیفات او است: ۱ - شرح مقالهٔ ابن سینا. ۲ -مقالة فی الحدود والرسوم. ۳ -کتاب الجمل فی علم المنطق. ۴ -کشف الاسرار فی الطبیعی. ۵ -الموجز، فی المنطق. ۶ -ادوارالحمیات. (از حسن المحاضره فی احوال مصر والقاهره) (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به تاریخ الخلفا و فهرست آن و عیون الاخبار ج ۲ صص ۱۲۰ - ۱۲۱ شود.
کلمات همقافیه با «افضلالدین خونجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر