معنی افضاح
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ظاهر و نمایان شدن صبح. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سرخی گرفتن غورهٔ خرما یا زرد شدن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زرد و سرخ شدن غورهٔ خرما. (از اقرب الموارد). || فضیحت کردن. رسوا کردن. (غیاث اللغات). رسوایی. رسوا کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افضاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر