معنی افصاد
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ترکیدن برآمدن جای برگ درخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): افصدت الشجرة؛ انشقت عیون ورقها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «افصاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر