معنی افصاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) رفتن گرما و سرما. (منتهی الارب) (آنندراج). رفتن گرما و زمستان. (ناظم الاطباء). بگذشتن گرما. (تاج المصادر بیهقی). || بازایستادن باران. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء). || درآویخته نشدن شکار در دام صیاد. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از قطر المحیط). || رهایی یافتن و خلاص شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رستن و رهایی یافتن از چیزی و خلاص شدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «افصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر