معنی افشردهگر
6 بازدید
[ اَ شُ دَ / دِ گَ ] (ص مرکب) عصار. (آنندراج) (اوبهی) (لغت فرس اسدی). عصاره و شیره گیر. (فرهنگ شعوری). روغن گر. روغن گیر. (یادداشت مؤلف). و رجوع به افشره و افشره گر شود.
کلمات همقافیه با «افشردهگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر