معنی افشرج
6 بازدید
[ اَ شُ رَ ] (معرب، اِ) معرب افشره. آن را از گیاه آب داری می گیرند. گیاه را می کوبند و عصیر آنرا بدون آنکه بجوشانند در آفتاب قرار میدهند تا بصورت رب درآید. (از بحرالجواهر از یادداشت مؤلف). و رجوع به افشره، و ابن بیطار شود.
کلمات همقافیه با «افشرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر