معنی افشا کردن
12 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) آشکار کردن. پراکنده کردن. (یادداشت مؤلف): من نیز هرآنچه سر و اخفا دل داشت بر تو کردم افشا. واله هروی (از بهارعجم). - افشای سِرّی کردن؛ رازی را آشکار کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افشا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر