معنی افشای راز کردن
5 بازدید
[ اِ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) راز کس آشکارا کردن. طنبور از غلاف بیرون آوردن و بیرون کردن. طنبور از جوال بیرون کردن. زنار از زیر خرقه گشادن. شیشه بر سر بازار شکستن. شیشه بر سر کسی شکستن. شیشه بر سنگ زدن و آمدن. سرپوش از روی راز برداشتن. بیرون دادن و بیرون کردن راز. دهل دریدن. پرده از روی کار کشیدن. پرده از کار برداشتن. پرده از روی کار برخاستن و افتادن. پرده دریدن. بدن پردهٔ راز تنگ کردن. پردهٔ راز برداشتن. گربه از بغل افکندن. بر روی روز افتادن راز. بروز افتادن راز. بر سر بازار نهادن. بر سر صحرا افکندن. و بر صحرا نهادن. و در صحرا نهادن راز، همه از مترادفات است. (آنندراج) (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۴). و برای شواهد آن رجوع به مجموعهٔ مترادفات صص ۲۴ - ۲۵ شود.
کلمات همقافیه با «افشای راز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر