معنی افشان زدن
5 بازدید
[ اَ زَ دَ ] (مص مرکب) لرزان کردن. پراکنده کردن. || محلول طلا و نقره پاشیدن. کنایه است از گلهای رنگارنگ شکوفانیدن : نظارهٔ چمن اردیبهشت خوش باشد که بر درخت زند باد نوبهار افشان.سعدی.
کلمات همقافیه با «افشان زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر