معنی افسون نوشتن
5 بازدید
[ اَ نِ وِ تَ ] (مص مرکب) افسون خواندن. (از ناظم الاطباء): زمانه بر رخت از چشم بد همی ترسد از آن نویسد گردش بغالیه افسون. قطران تبریزی (از آنندراج). و رجوع به افسون خواندن شود.
کلمات همقافیه با «افسون نوشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر