معنی افسوس خوردن
7 بازدید
[ اَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) حسرت خوردن. شکایت کردن. (ناظم الاطباء): نی همین دانا ز اوضاع جهان افسوس خورد هرکه شد بر خوان هستی میهمان افسوس خورد. اثر شیرازی (از ارمغان آصفی). || بازی کردن. خود را سرگرم کردن. || تمسخر کردن. دست انداختن. حقیر شمردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افسوس خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر