معنی افسوسکنان
6 بازدید
[ اَ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال ریشخند کردن : نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب مست ببالین من آمد بنشست. حافظ.
کلمات همقافیه با «افسوسکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر