معنی افسر شدن
6 بازدید
[ اَ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از پادشاه شدن باشد. (برهان) (آنندراج). و رجوع به افسر و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «افسر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر