معنی افسردهروان
7 بازدید
[ اَ سُ دَ / دِ رَ ] (ص مرکب) دلتنگ. دلسردشده. ناتوان. (ناظم الاطباء). کنایه از مردم مرده دل و سخت دل. (آنندراج): از صحبت افسرده روانان بحذر باش جویای جگرسوختگان همچو شرر باش. ملاقاسم مشهدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «افسردهروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر