معنی افسانه پرسیدن
7 بازدید
[ اَ نَ / نِ پُ دَ ] (مص مرکب) افسانه خواستن. طلب کردن افسانه را: زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می پرسد به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد. شفائی اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «افسانه پرسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر