معنی افسانه افکندن
5 بازدید
[ اَ نَ / نِ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) رایج کردن افسانه. افسانه را رواج دادن : تا طره ات بخواب نبیند دگر شکست افسانهٔ درستی پیمان درافکنم. ظهوری ترشیزی (از ارمغان آصفی). و رجوع به افسانه شود.
کلمات همقافیه با «افسانه افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر