معنی افسانهگو
7 بازدید
[ اَ نَ / نِ ] (نف مرکب) قصه خوان. نقل گو. افسانه سگال. افسانه سنج. (ناظم الاطباء). افسانه ساز. افسانه پرداز. (آنندراج). گویندهٔ افسانه. سامر. افسانه گوی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به افسانه گوی شود.
کلمات همقافیه با «افسانهگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر