معنی افسارسرخود
8 بازدید
[ اَ سَ خوَدْ / خُدْ ] (ص مرکب) افسارگسیخته. بلامانع. آنکه اختیارش بدست خودش باشد. || نوعی از راندن اسب. (یادداشت مؤلف). رجوع به افسار و فسار شود.
کلمات همقافیه با «افسارسرخود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر