معنی افزون گشتن
4 بازدید
[ اَ گَ تَ ] (مص مرکب) بیش شدن. زیاد گردیدن. فزونی یافتن : هرچه کردند از علاج و از دوا گشت رنج افزون و حاجت ناروا.مولوی. رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «افزون گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر