معنی افزونی کردن
6 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) زیاده از ضرورت خواستن. از حد درگذشتن. بی اعتدالی کردن. تمزین. تمزن؛ افزونی کردن بر کسی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «افزونی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر