معنی افزری
7 بازدید
[ اَ زَ ] (اِخ) شیخ علی بن محمدبن عبداللََّه طیب. او راست: شرح تصریف افزری که در میانهٔ اهل علم مشهور است. (از فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۱۷۹).[ اَ زَ ] (اِخ) عمیدالدین اسعد، عالمی فاضل و ادیبی کامل و در فنون علمی و اشعار عربی و فارسی استاد بود. وی مدتی به وزارت اتابک سعدبن زنگی اشتغال داشت و بعد از وفات اتابک سعد، در اول سلطنت اتابک ابوبکربن اتابک سعد، چندی بوزارت او اقدام نمود و حضرت اتابکی برای وحشتی که از او در خاطر داشت، او را و تاج الدین محمد پسر او را در قلعهٔ اشکنوان ابرج محبوس فرمود. و قصیده ای حبسیه که در کتب ادبیه مندرج است، در زندان بسرود و چون قلم و دواتی در آنجا وجود نداشت قصیده را بر پسرش تاج الدین محمد املاء کرد و او بر دیوار نوشت و مطلع قصیدهٔ مزبور این است: من یبلغن حمامات ببطحاء ممتعات بسلسال و خضراء. این قصیده در ذیل سبعهٔ معلقهٔ چاپ طهران بطبع رسیده است. و این دو بیت فارسی را نگاشت و بحضرت اتابکی فرستاد و فائده نداد. دو بیت مزبور چنین است: ای وارث تاج و ملکت و افسر سعد بخشای خدای را بجان و سر سعد بر من که چو نام خویشتن تا هستم همچون الف ایستاده ام بر سر سعد. وی به سال ششصدوبیست وچهار در قلعهٔ اشکنوان برحمت ایزدی پیوست. (از فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۱۷۹). و رجوع به اسعدبن نصربن جهشیار... شود.
کلمات همقافیه با «افزری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر