معنی افزاییدن
6 بازدید
[ اَ دَ ] (مص) افزودن و اضافه کردن. (ناظم الاطباء). زیاده کردن. (آنندراج): بنمای دوستداری، بفزای خواستاری دانی که خواستاری باشد ز دوستداری. منوچهری. || افراشتن. افراشته شدن. (از ناظم الاطباء). || بلند شدن. (ناظم الاطباء). بلند کردن. بلند شدن. (از آنندراج). || افتادن. ساقط شدن. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «افزاییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر