معنی افریقی
5 بازدید
[ اِ ] (ص نسبی) این نسبت است به افریقیه که شهر بزرگ و معروفی است از بلاد مغرب بنزدیک اندلس که در زمان عثمان بن عفان بدست مسلمانان گشوده شد و گروهی دانشمندان از آن سرزمین برخاستند. (از لباب الانساب). صاحب لباب الانساب اضافه میکند که ابوسعد گفته است: «افریقیه» شهری است از بلاد مغرب نزد اندلس و این درست نیست و حق آنست که «افریقیه» نام تمام آن بلاد یعنی شام و عراق و الجزیره است که شامل شهرهای بسیاری است و در آغاز کرسی و حاکم نشین آنها «قیروان» بود که شهری اسلامی است و سپس از آنجا به «المهدیه» انتقال یافت که آن هم شهری اسلامی است و آنرا «المهدی» جد علویان مصر بنا کرد. و همچنین این گفتهٔ ابوسعید که افریقیه نزد اندلس است، استوار نیست زیرا میان اندلس و آنجا فاصلهٔ بسیار و مسافت بعیدی است. (از لباب الانساب).[ اِ ] (اِخ) سحنون بن سعید التنوخی مکنی به ابوسعید از فقهای اصحاب مالک که مدتی با او مجالست داشت و مذهب مالکی بوسیلهٔ وی در مغرب انتشار یافت. او در ماه رجب سال دویست و چهل یا چهل و یک درگذشت. (از لباب الانساب).[ اِ ] (اِخ) محمدبن احمد ملقب به المتیم و مکنی به ابوالحسن. او راست: کتاب اشعار الندماء و کتاب الانتصار للمتنبی و جز آن. او را دیوان اشعار بزرگی نیز هست، من او را در بخارا بحال شیخوخت و در سیمای اهل حرف دیدم. او متطبب بود و از نجوم نیز اطلاع داشت لیکن پیشه ای که بدان اعتماد داشت شاعری بود و از اشعار خودش که بر من انشاد کرد؛ ابیات زیر بود: و فتیة ادباء ما علمتهم شبهتهم بنجوم اللیل اذ نجموا. و نیز ابیات زیر از اشعار اوست که بر من انشاد کرد: تلوم علی ترکی الصلوة حلیلتی فقلت اغربی عن ناظری انت طالق فواللََّه لاصلیت للّه مفلسا یصلی له الشیخ الجلیل وفائق. (از یتیمةالدهر ج ۴ ص ۸۱). که افریقی ار گم شد از رای و راه ز بدبختی آورد بر خود سپاه. (گرشاسب نامه ص ۲۲۶).
کلمات همقافیه با «افریقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر