معنی افرنجی
5 بازدید
[ ] (اِخ) حکیمی که در صنعت کیمیا بحث کرده و گویند بعمل اکسیر تام دست یافته. (الفهرست ابن الندیم).[ ] (اِخ) حکیمی که در صنعت کیمیا بحث کرده و گویند بعمل اکسیر تام دست یافته. (الفهرست ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «افرنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر