معنی افراییم
6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) نام پسر دوم یوسف و جد اعلای یکی از اسباط دوازده گانه است. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به کتاب مذکور و تاریخ گزیده صص ۵۰ -۵۱ شود.[ ] (اِخ) ابن الزفان بن حسن بن اسحاق مکنی به ابوکثیر. یکی از مشاهیر اطبای عرب و از تلامیذ طبیب مشهور علی بن رضوان بوده. وی در زمان افضل بن امیرالجیوش در مصر بطبابت اشتغال داشت. او طبیبی بسیار حاذق بود و عشقی بخصوص بجمع و استنساخ کتب داشت و همیشه جمعی از مستنسخان در منزل او مشغول بکار بودند و علاوه بر کتب بسیاری که افضل بن امیرالجیوش نامبرده از افرائیم خریداری کرد و کتابخانه ای تأسیس نمود، باز هنگام وفات بیش از دوهزار جلد کتاب از وی باقی مانده و یک مجموعهٔ بسیار مفید موسوم به «تعالیق و مجربات» بوجود آورد و دو کتاب دیگر بنامهای «التذکرة الطبیه فی مصلحة الاحوال البدنیه و مقالهٔ فی التقریر القیاسی علی ان البلغم یکثر تولده فی الصیف و الدم و المرارالاصفر فی الشتاء». وی پیرو مذهب موسی بود. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «افراییم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر