معنی افراشانیدن
8 بازدید
[ اَ دَ ] (مص) افراشت کنانیدن. (ناظم الاطباء). فعل آن افراشت؛ یعنی بلند ساخت و بالا برد. (برهان) (آنندراج) (از هفت قلزم).
کلمات همقافیه با «افراشانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر