معنی افرازه
16 بازدید
[ اَ زَ / زِ ] (اِ) شعلهٔ آتش. فتیله. (از فرهنگ جهانگیری): کنم ز آتش طبع تو افرازه بلند ز آفرین تو اگر باشد افروزهٔ من.سوزنی. نرم گشته به بوس و لابهٔ من گرم گشته به افرازهٔ من.سوزنی. - آتش افرازه؛ افرازندهٔ آتش. آتش زنه. آنچه آتش را فروزد.
کلمات همقافیه با «افرازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر