معنی افراح
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ فرح. شادیها. (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ اِ ] (ع مص) شاد کردن. (منتهی الارب) (از کنز بنقل غیاث اللغات) (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گران ساختن وام کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گران کردن کسی را به وام. (المصادر زوزنی). گران کردن وام کسی را. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «افراح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر