معنی افراج
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گذاشتن و یکسو شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). راه دادن. (المصادر زوزنی). راه وادادن. (تاج المصادر بیهقی). بازگذاشتن راه را. (از اقرب الموارد). گذاشتن و یکسو شدن و واگشادن. (آنندراج). || ترک کردن جای را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رها کردن مکان را. (از اقرب الموارد). || کشته را رها کردن. و مراد آنست که قاتل را نشناخته اند. (از اقرب الموارد). و رجوع به دزی ج ۱ شود.
کلمات همقافیه با «افراج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر