معنی افرائیم
5 بازدید
[ اِ ] (اِخ) پسر دوم یوسف که نام خود را بیکی از طوایف داده است. (از لاروس و فرهنگ فارسی معین). و رجوع به مجمل التواریخ و فهرست آن و قاموس الاعلام ترکی شود.[ ا ] (اِخ) ابن زرعة. از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و فهرست آن شود.[ ] (اِخ) ابن الزمان. از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «افرائیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر