معنی افحاج
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) پس پا شدن از بیم و گریختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بازگردیدن از چیزی. (منتهی الارب). بازگردیدن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || هر دو پای حلوبه را گشاده داشتن در دوشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). میان پای از هم بازنهادن اشتر در وقت شیر دوشیدن. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «افحاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر