معنی افتصال
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) از شیر باز کردن کودک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بازگرفتن کودک را از شیر. (از اقرب الموارد). || نهال خرمابن از جای بجای دیگر بردن. (منتهی الارب) (آنندراج). (از ناظم الاطباء). بردن نهال خرما از جای آن بجای دیگر. (از اقرب الموارد). نشا کردن نخل. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «افتصال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر