معنی افتراع
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) دوشیزگی ربودن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). بکارت دختر را بردن. (از اقرب الموارد). دوشیزگی دختر ببردن. (المصادر زوزنی). ازالهٔ بکارت. (یادداشت بخط مؤلف). || کنایه از شعر و قصیده بگفتن : در وصف این حال قصائد غرا و معانی عذراء اختراع و افتراع کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۸).
کلمات همقافیه با «افتراع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر