معنی افتخار کردن
7 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) مباهات کردن. نازیدن. بالیدن. فخر کردن. رجوع به افتخار شود: ترا ننگ باید همی داشتن بخیره همی چون کنی افتخار.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «افتخار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر