معنی افتخارالدین

معنی افتخارالدین

7 بازدید
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) ابوالفتح وزیر سنجر سلجوقی بود. رجوع به لباب الالباب و فهرست آن شود.
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) اسفندیار. رجوع شود به تاریخ افضل ص ۷۸.
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) عبدالمطلب بن فضل هاشمی حلبی از فقهای حنفی بود. او راست: شرح الجامع الکبیر و این کتاب در فقه است. (از اعلام زرکلی ذیل عبدالمطلب).
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) علی. رجوع به لباب الالباب ج ۲ ص ۱۹۷ شود.
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) محمد بکری. از علمای قزوین بود. مؤلف تاریخ گزیده آرد: اصل افتخاریان قزوین افتخارالدین محمد بکری بود، از نسل ابوبکر و او مردی دانشمند و متقی بود و پیش امام سعید محمدبن یحیی نیشابوری تحصیل کرد. از احفاد او ملک سعید افتخارالدین محمد بن ابی نصر، ملکی عاقل صاحب حزم بود و در تدبیر امور دیوانی عدیم المثل و در تحصیل خط و زبان مغولی و ترکی سعی بلیغ کرده بود. کتاب کلیله و دمنه با زبان مغولی و کتاب سندباد با زبان ترکی نقل کرد و در هر دو داد سخن داد. و چون دولت به منکوقاآن رسید او مرتبه و جاهی تمام یافت و حاکم تومان قزوین شد. (از تاریخ گزیده ص ۸۴۳).
[ اِ تِ رُدْ دی ] (اِخ) ملک سعید محمد نجای از حکمرانان قزوین بود. و هلاکو و پسرش و جمعی از امرای مغول پس از فتح قلاع ملاحده به قزوین آمدند و هجده روز در خانهٔ افتخارالدین ماندند. وی قناتی حفر کرد و آنرا بر خوابگاه خود وقف نمود. او و برادرش بیست وهفت سال از طرف سلاطین مغول حکمران قزوین بودند. (از تاریخ گزیده صص ۸۳۳ -۸۳۸). و رجوع شود به تاریخ افضل و از سعدی تا جامی و فهرست کتابخانهٔ سپهسالار شود.

کلمات هم‌قافیه با «افتخارالدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید