معنی افتحاص
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بازکاویدن از چیزی. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تفتیش کردن از چیزی. (از اقرب الموارد). واپژوهیدن. (المصادر زوزنی). نیک واپژوهیدن. فحص. تفحص. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «افتحاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر