معنی افتانخیزان
7 بازدید
[ اُ ] (ق مرکب) در حال افتادن و خاستن. روشی چون روش طیر یا وحشی به تیرخسته. راه رفتن بسان مست ازپادرآمده. افتان و خیزان : بر کوه شدی و میزدی دست افتان خیزان چو مردم مست.نظامی. آخر آن مور میان بستهٔ افتان خیزان چه خطا دید که سرکوفته چون مار برفت. سعدی. و رجوع به افتان و خیزان شود.
کلمات همقافیه با «افتانخیزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر