معنی افاغنه
6 بازدید
[ اَ غِ نَ / نِ ] (اِ) جِ افغان که قومی است معروف. (از آنندراج) (از غیاث اللغات). مأخوذ از تازی، افغانها. گروه افغان. (از ناظم الاطباء). جِ اَفغانی. (یادداشت بخط مؤلف). پُختان. مرحوم ملک الشعرای بهار آرد: پختی بضم اول و یاء فارسی اشترهای قوی دوکوهانه و نر را گویند. (تاریخ سیستان حاشیه ص ۶۶). و بعقیدهٔ حقیر پختی منسوب به پختان است که نام اصلی افاغنه است.[ اَ غِ نَ ] (اِخ) سلاطین... دهلی. نام سلسلهٔ از سلاطین افغان دهلی که از ۹۴۶ تا ۹۶۲ هـ . ق. حکومت کردند. اسامی سلسلهٔ مزبور از این قرار است: ۱- شیرشاه سال ۹۴۶ هـ . ق. ۲- اسلامشاه سال ۹۵۲ ۳- محمد خامس -عادلشاه سال ۹۶۰ ۴- ابراهیم ثالث -سورسال ۹۶۱ ۵- سکندرشاه ثالث سال ۹۶۲ و این سلسله را امپراطوران مغول از میان برداشتند. (از لین پول ص ۲۶۹).
کلمات همقافیه با «افاغنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر