معنی افاز
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) انا علی ََ افاز یا علی ََ وفاز؛ من بر رفتنم. (ناظم الاطباء). || بر شتاب رفتن. یقال: «نحن علی اوفاز و وفاز و وفز»؛ ای حد عجلة او علی سفر قد اشخصنا. (از اقرب الموارد). اَوفاز. (اقرب الموارد). رجوع به این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «افاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر