معنی افادت
6 بازدید
[ اِ دَ ] (ع مص) افادة. برسولی نزد کسی آمدن. (منتهی الارب). || فایده دادن. (منتهی الارب). سود دادن. سود بخشیدن. فایدة. رجوع به این کلمه شود: تا شنوندگان و خوانندگان را افادت باشد. (مقدمهٔ اسدی). پس تعلیم دیگران که اگر به افادت دیگران مشغول شده و در نصیب خویش غفلت ورزد همچون چشمه ای باشد که از آب همگنان را منفعت حاصل می آید و او از آن بیخبر. (کلیله و دمنه). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن ننمود. (سندبادنامه ص ۵۴). - افادت اثر؛ اثر فایده داشتن. فایده داشتن. فایدت دادن : کتاب افادت اثر حبیب السیر. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۲۳). کتاب افادت اثر حبیب السیر مشتمل بر تعیین وقایع ایام سلطنت خانان ترکستان. (حبیب السیر ج ۳ ص ۱). - افادت ارتسام؛ فایده دارنده. منفعت دهنده : این کتاب افادت ارتسام بمیل تمام و رغبت لاکلام. (حبیب السیر ج ۳ ص ۲). - افادت ایاب : و مطالعهٔ آن حضرت را به آن کتاب افادت ایاب حواله نماید. (حبیب السیر ص ۱۲۳). || (اِ) فیس. ناز. کبر. افاده رجوع به افاده شود: نشنود گوئی ز پیغمبر بدین اندر سخن بر سر کرسی ترا چندین افادت چیست پس. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «افادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر