معنی افؤس
5 بازدید
[ اَ ءُ ] (ع اِ) جِ فَأس، بمعنی تبر و مؤنث آید. (منتهی الارب). افزار دم دار کوتاهی است که با آن هیزم و جز آن قطع کنند و مؤنث باشد و گاه همزهٔ آن را اندازند. (از اقرب الموارد). فُؤُوس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فأس شود.[ اَ ءُ ] (ع اِ) جِ فَأس، بمعنی تبر و مؤنث آید. (منتهی الارب). افزار دم دار کوتاهی است که با آن هیزم و جز آن قطع کنند و مؤنث باشد و گاه همزهٔ آن را اندازند. (از اقرب الموارد). فُؤُوس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فأس شود.
کلمات همقافیه با «افؤس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤس» برای سرودن شعر