معنی افآء
6 بازدید
[ اِفْ ] (ع مص) در زمین تابان و لغزان درآمدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شکافتن سر کسی را بزخم شمشیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «افآء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آء» برای سرودن شعر